فضای بلااستفاده؛ چطور چند متر فضای خالی می تواند به نقطه ای برای درآمدزایی تبدیل شود؟

در بسیاری از ساختمان‌ها، فروشگاه‌ها، سازمان‌ها و مجموعه‌های تجاری، فضاهایی وجود دارند که مدت‌هاست استفاده خاصی از آنها نمی شود.

ممکن است این فضا فقط یک گوشه از لابی باشد، چند متر کنار درب ورودی، بخشی از فضای انتظار یا قسمتی از طبقه همکف که فعلاً استفاده خاصی ندارد.

خیلی از این فضاها برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار مستقل کوچک‌اند، اما آن‌قدر هم محدود نیستند که نتوان از آن‌ها استفاده‌ای کرد.

پس یک سؤال ساده مطرح می‌شود:

با فضایی با چنین مشخصاتی چه می توان کرد؟

گاهی پاسخ، پیدا کردن یک کاربری جدید برای همان چند متر است.

در سال‌های اخیر، مدل‌های مختلفی برای استفاده اقتصادی از فضاهای بلااستفاده شکل گرفته است؛ از اجاره فضا و انبار گرفته تا تبدیل بخشی از یک ملک به فضای کاری یا ارائه خدمات.

اما قبل از اینکه سراغ هر ایده‌ای برویم، یک نکته مهم وجود دارد: هر فضای خالی الزاماً یک فرصت درآمدی نیست.


اول ببینیم این فضا واقعاً بلااستفاده است یا فقط کاربری مشخصی ندارد

ممکن است یک فضای خالی از نظر ظاهری کوچک و بی‌استفاده به نظر برسد، اما ارزش این فضا تنها با متراژش تعریف نمی شود.

گاهی یک فضای سه‌متری کنار ورودی یک مجموعه، از یک فضای بزرگ‌تر در نقطه‌ای کم‌رفت‌وآمد ارزش بیشتری دارد.

چرا؟

چون در کسب‌وکار، فقط داشتن فضای بزرگ مهم نیست؛ آدم‌هایی که از کنار آن عبور می‌کنند هم بخشی از ارزش آن فضا هستند.

برای بررسی یک فضای خالی، بهتر است چند سؤال ساده را از خودمان بپرسیم:

  • چند نفر در طول روز از این نقطه عبور می‌کنند؟
  • این افراد چه کسانی هستند؟
  • معمولاً چقدر در این محل می‌مانند؟
  • آیا نقطه موردنظر به‌راحتی دیده می‌شود؟
  • دسترسی به برق، آب یا سایر زیرساخت‌های موردنیاز وجود دارد؟
  • اضافه شدن یک فعالیت جدید، مزاحم رفت‌وآمد یا فعالیت اصلی مجموعه نمی‌شود؟
  • این فضا در چه ساعت‌هایی بیشترین استفاده یا رفت‌وآمد را دارد؟

همین سؤال‌ها می‌توانند مشخص کنند که با یک فضای خالی معمولی طرف هستیم یا یک نقطه‌ای که ظرفیت ایجاد ارزش دارد.


هر فضای خالی قرار نیست تبدیل به فرصتی برای درآمدزایی شود

گاهی در مواجهه با یک فضای بلااستفاده، اولین ایده این است که «خب، یک کاری باهاش بکنیم!»اما این دقیقاً همان جایی است که ممکن است تصمیم اشتباه گرفته شود.

قرار نیست هر گوشه خالی را با یک میز، دستگاه یا فعالیت جدید پر کنیم.

اگر استفاده جدید باعث شلوغی مسیر، کاهش کیفیت تجربه مشتری یا ایجاد دردسر برای مدیریت مجموعه شود، صرفاً پر کردن فضا به معنی استفاده درست از آن نیست.

برای مثال، یک فضای خالی در یک مجتمع تجاری ممکن است محل مناسبی برای یک خدمت کوچک باشد؛ اما همان فضا اگر در مسیر بارگیری، خروج اضطراری یا یک راهروی کم‌عرض قرار گرفته باشد، گزینه مناسبی نخواهد بود.

بنابراین هدف، پر کردن فضای خالی نیست؛ پیدا کردن کاربری مناسب برای آن است.

این تفاوت ساده، در تصمیم‌گیری اهمیت زیادی دارد.

از چند متر فضا چطور می‌توان درآمد ساخت؟

وقتی مشخص شد فضا ظرفیت استفاده اقتصادی را دارد، گزینه‌های مختلفی پیش روی صاحب ملک یا مدیر مجموعه قرار می‌گیرد.

در بعضی موارد، ساده‌ترین راه این است که فضای مورد نظر را اجاره دهیم. مثلاً فضای اضافی یک ساختمان می‌تواند به انبار یا محل فعالیتی برای یک کسب‌وکار دیگر تبدیل شود؛ مدلی که در نمونه‌های مختلف کسب‌وکاری هم دیده می‌شود.

گاهی هم می‌توان از فضا برای تبلیغات، فعالیت‌های موقت، خدمات کوچک یا ایجاد یک نقطه فروش استفاده کرد.

حتی در بعضی مدل‌های کسب‌وکار، فضاهای کم‌استفاده در ساعات خاصی از روز برای کاربری دیگری مورد استفاده قرار می‌گیرند. ایده استفاده از فضاهای تجاری در ساعات کم‌مصرف، برای مثال در مدل‌های فضای کار اشتراکی، نمونه‌ای از همین مورد است.

پس لازم نیست همیشه برای ایجاد یک درآمد جدید، به دنبال یک ملک جدید باشیم.

گاهی کافی است به ملکی که همین حالا داریم، کمی متفاوت نگاه کنیم.


وقتی می شود از فضای خالی برای ارائه خدمات استفاده کرد

یک تفاوت مهم بین مدل‌های مختلف استفاده از فضای خالی وجود دارد.

در یک مدل، شما فضا را در اختیار شخص یا کسب‌وکار دیگری قرار می‌دهید و درآمدتان از اجاره آن به دست می‌آید.

در مدل دیگر، خود فضا تبدیل به بخشی از ارائه خدمات برای شما می‌شود.

اینجاست که گزینه‌هایی مثل دستگاه‌های وندینگ می‌توانند مطرح شوند.

فرض کنید در لابی یک برج مسکونی و یا ساختمان اداری چند متر فضای خالی دارید. افراد زیادی هر روز از آنجا عبور می‌کنند، اما برای خرید قهوه یا نوشیدنی باید از ساختمان خارج شوند.

یا در یک مجموعه ورزشی، فضای کوچکی نزدیک محل انتظار وجود دارد و مراجعه‌کنندگان در فاصله بین تمرین یا بعد از آن به نوشیدنی و شیک های پروتیین نیاز دارند.

در چنین موقعیتی، یک دستگاه وندینگ می‌تواند بدون اینکه به یک فروشگاه مستقل تبدیل شود، بخشی از این نیاز را در همان نقطه پاسخ دهد.

این همان جایی است که فضای خالی از یک متراژ بلااستفاده، به یک نقطه درآمدزا تبدیل می‌شود.


برای یک فضای تجاری، متراژ تنها معیار نیست

یکی از اشتباهات رایج این است که ارزش یک فضای تجاری را فقط با متراژ آن بسنجیم.در حالی که برای بعضی از مدل‌های کسب‌وکار، تنها چند متر فضای مناسب هم می‌تواند کافی باشد.

فرض کنید دو فضای متفاوت دارید:

فضای اول ۳۰ متر است، اما در انتهای یک راهروی کم‌رفت‌وآمد قرار گرفته.

فضای دوم فقط ۴ متر است، اما کنار ورودی یک مجموعه پرتردد قرار دارد.

از نظر متراژ، مقایسه ساده است.

اما از نظر کسب‌وکار، داستان متفاوت می‌شود.

برای یک نقطه فروش، موقعیت، دیده‌شدن، دسترسی و نوع مخاطب می‌توانند به اندازه متراژ و حتی بیشتر از آن اهمیت داشته باشند.

به همین دلیل، وقتی درباره کسب درآمد از فضای بلااستفاده صحبت می‌کنیم، بهتر است به جای سؤال «چند متر فضا دارم؟» بپرسیم:

«این چند متر، جلوی چه کسانی قرار گرفته است؟»


پیدا کردن کاربری مناسب برای فضای کم

فرض کنیم فضایی مناسب را با توجه به مواردی که به آن اشاره شد شناسایی کردیم.

حالا باید ببینیم چه چیزی قرار است در آن قرار بگیرد.

اینجا شناخت مخاطب اهمیت پیدا می‌کند.

فضایی در یک سازمان اداری، مخاطبانی متفاوت با یک باشگاه ورزشی دارد.

مخاطب یک مجتمع تجاری با مراجعه‌کننده یک دانشگاه یا مرکز درمانی یکسان نیست.

حتی زمان استفاده هم می‌تواند متفاوت باشد.

در یک محیط اداری، تقاضای نوشیدنی ممکن است در شروع روز بیشتر باشد. در یک مجموعه ورزشی، الگوی مصرف می‌تواند با ساعات تمرین و حضور مراجعه‌کنندگان ارتباط داشته باشد.

پس یک فضای خالی زمانی می‌تواند به یک فرصت تبدیل شود که کاربری جدید آن با آدم‌هایی که در آن فضا حضور دارند، هماهنگ باشد.

این موضوع درباره وندینگ هم اهمیت زیادی دارد.

قرار دادن دستگاه در هر فضای خالی، به‌تنهایی یک مدل کسب‌وکار ایجاد نمی‌کند.

بنابراین برای استقرار دستگاه، باید نوع وندینگ با مخاطبان آن همراستا باشد. برای مثال در باشگاه و مجموعه ورزشی، وندینگ پروتیین، و در مراکز تجاری و اداری وندینگ های قهوه و فروشگاهی احتمالا بهترین تناسب با مراجعین را دارند.


قبل از تبدیل فضای خالی به نقطه فروش، این ۵ سؤال را بپرسید

اگر قرار باشد یک فضای بلااستفاده را وارد مدل درآمدی کسب‌وکار کنیم، بهتر است قبل از هر تصمیمی این پنج سؤال را بررسی کنیم:

۱. چه کسانی از این فضا عبور می‌کنند؟

تعداد مخاطب مهم است، اما شناخت نوع مخاطب مهم‌تر است.

۲. آیا فضا دیده می‌شود؟

یک نقطه پرتردد که کسی متوجه آن نمی‌شود، الزاماً نقطه خوبی برای ارائه خدمت نیست.

۳. آیا دسترسی به فضا راحت است؟

مشتری نباید برای رسیدن به یک سرویس ساده، مسیر پیچیده‌ای را طی کند.

۴. استفاده جدید چه هزینه‌ای ایجاد می‌کند؟

هزینه نصب، نگهداری، تأمین کالا، نیروی انسانی و سایر هزینه‌ها باید از ابتدا در نظر گرفته شوند.

۵. آیا این استفاده با کاربری اصلی مجموعه هماهنگ است؟

هر فعالیت جدیدی باید به جای ایجاد مزاحمت، با تجربه کلی محیط هماهنگ شود.

پاسخ دادن به همین پنج سؤال می‌تواند بسیاری از ایده‌های نامناسب را قبل از اجرا کنار بگذارد.


وندینگ؛ یک نمونه از تبدیل فضای کوچک به نقطه خدماتی

یکی از کاربردهایی که می‌توان برای فضای کوچک و پرتردد در نظر گرفت، قرار دادن یک وندینگ در آن نقطه است.در این مدل، لازم نیست یک فروشگاه کامل ایجاد شود.

در این حالت یک فضای کوچک در اختیار دستگاه وندنیگ قرار می‌گیرد و همان نقطه می‌تواند برای ارائه قهوه، نوشیدنی یا محصولات دیگر مورد استفاده قرار بگیرد.

مزیت اصلی این مدل برای صاحب آن مکان، صرفاً استفاده از چند متر فضای خالی نیست.

موضوع مهم‌تر این است که آن فضا می‌تواند کارکرد جدیدی پیدا کند.

مثلاً یک گوشه از لابی که تا امروز صرفاً بخشی از فضای ساختمان بوده، می‌تواند به نقطه‌ای برای خرید قهوه و نوشیدنی تبدیل شود.

در یک مجموعه تجاری، این نقطه می‌تواند به بخشی از خدمات مجموعه اضافه شود.

در یک سازمان، می‌تواند دسترسی کارکنان به نوشیدنی را ساده‌تر کند.

و در یک فضای پرتردد، می‌تواند یک سرویس را درست جایی قرار دهد که مخاطب به آن نیاز دارد.


از فضای خالی تا یک نقطه درآمدی

وقتی از «کسب درآمد از فضای بلااستفاده» صحبت می‌کنیم، ذهن خیلی‌ها مستقیم سراغ اجاره دادن یک اتاق، پارکینگ یا انباری می‌رود. این مدل‌ها هم در محتواهای فارسی بسیار تکرار شده‌اند.

اما استفاده اقتصادی از فضا لزوماً به معنای اجاره دادن آن نیست.

گاهی می‌توان از یک فضای موجود برای ارائه یک خدمت استفاده کرد. و یا می‌توان بخشی از آن را به یک کسب‌وکار دیگر سپرد.

گاهی هم یک فضای خالی می‌تواند برای فعالیتی موقت استفاده شود.

و گاهی هم چند متر فضا، با قرار گرفتن یک سیستم مناسب در نقطه درست، تبدیل به یک نقطه فروش یا ارائه سرویس می‌شود.

در همه این حالت‌ها، یک اصل مشترک وجود دارد:

ارزش یک فضای خالی فقط به چیزی که در آن قرار می‌گیرد بستگی ندارد؛ به این بستگی دارد که آن فضا در کجا قرار گرفته و چه نیازی را می‌تواند پاسخ دهد.


قبل از هر تصمیم، خود فضا را دوباره ببینید

ممکن است سال‌ها از کنار یک فضای خالی در محل کار، فروشگاه یا ساختمان خود عبور کرده باشید و هیچ‌وقت به آن به چشم یک دارایی نگاه نکرده باشید.این بار کمی متفاوت نگاه کنید.

ببینید چه کسانی از آنجا عبور می‌کنند.

چه مدت در آنجا می‌مانند.

چه چیزی در اطرافشان کم است.

و چه خدمتی را می‌توان بدون ایجاد مزاحمت به همان نقطه اضافه کرد.

گاهی جواب یک کسب‌وکار جدید، در اجاره کردن یک فضای جدید نیست.

ممکن است بخشی از فضای موردنیاز همین حالا در اختیار شما باشد؛ فقط هنوز برایش کاربری مناسبی تعریف نشده است.

اگر در سازمان، مجموعه تجاری، باشگاه، دانشگاه یا فضای پرتردد خود بخشی از فضا را بدون استفاده دارید و به دنبال ایجاد یک نقطه خدماتی هستید، می‌توانید شرایط فضا را با تیم مدام بررسی کنید.

مشاوره و استقرار وندینگ مدام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *